دکمه موبایل منو

جزییات خبر

یکشنبه / ۲۶ اسفند ۱۳۹۷ / ۰۹:۱۰
سرویس : اردبیل
کد خبر : ۱۶۷۴۴۳
گزارشگر : ۹۲
گزارشی از دو برادر نیازمند؛

زندگی تاریک خانواده نیازمند اردبیلی به روشنی مبدل شد

(یکشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۷) ۰۹:۱۰

دو برادر نیازمند پس از فوت پدر و مادر دچار مشکلات متعدد شدند که به بی‌خانمانی آنها منجر شد اما پس از اینکه تحت حمایت کمیته امداد استان اردبیل قرار گرفتند با تهیه مسکن مناسب، زندگی تلخ به روزهای شیرین تبدیل شد.

به گزارش سایت خبری کمیته امداد، پس از فوت پدر و مادر، روزهای زندگی دشوارتر شد به طوری که آه در بساط نداشتند و نمی‌دانستند چه باید بکنند. سال‌های سخت با بی‌خانمانی میگذشت و دو برادر با جمع‌آوری ضایعات و فروش آن لقمه نانی به دست می‌آوردند تا امرار معاش کنند.

آنچه در ادامه می‌آید شرح زندگی این دو برادر نیازمند اردبیلی است:

46 ساله و ساکن استان اردبیل است. خاطراتی از روزهای سخت زندگی در برابر دیدگانش ظاهر می‌شود. لحظه‌های بسیار دشوار که حتی مرور آن غم تازه‌ای را بر دل و جانش می‌اندازد و او را تا دور دست‌ها به اندوه فرو می‌برد.
روزی برای خودش کسی بود. همراه با برادرش در کنار پدر و مادر زندگی می‌کردند و هیچ غمی را در زندگی احساس نمی‌کردند. آنها که منزل مناسب و خودروی سواری داشتند و آرزوهای دور و درازی را در سر می‌پروراندند، می‌خواستند پیشرفت کرده و آینده درخشانی را برای خودشان رقم بزنند.
او هرگز فکرش را هم نمی‌کرد که روزی خواهد رسید که ضربه بخورد و دیگر نتواند بلند شود. وقتی در سال 85 پدر و مادرش از دنیا رفتند، آشنایان از سادگی و صداقت این دو برادر سواستفاده کرده و با بالا کشیدن اموال‌شان آنها را اسیر روزهای تلخ کردند.
هرگز فکرش را هم نمی‌کرد که به جایی برسد که حتی محتاج نان شب باشد. چنان در گرفتاری فرو رفته بود که نمی‌دانست در چنین شرایط حساسی چه بکند؟ این دو برادر را از منزل پدری بیرون انداختند و آواره کوچه و خیابان کردند و هیچ‌کسی نمی‌دانست به سر آنها چه خواهد آمد؟
تلخ‌ترین خاطره زندگی‌ شاید آن‌روزی است که صاحبخانه به دلیل نپرداختن چند ماهه اجاره، وسایل زندگی‌شان را از خانه بیرون ریخت! هنوز هم نمی‌تواند آن روز را فراموش کند و مو به تنش سیخ می‌شود وقتی آن لحظات اسف‌بار به ذهنش خطور می‌کند.
بغض گلویش را می‌فشارد و اشک مرهمی می‌شود تا اندکی دلش آرام گیرد. در کنار خیابان به روی وسایلش چادری کشید و سر بر گریبان فرو برد تا هیچ‌کسی چهره غمگین او را نبیند. برادرش نیز خجالت زده و نگران سویی نشسته و چشم به آسمان دوخته بود و به این فکر می‌کرد که رهگذران راجع به آنها چه فکری می‌کنند؟ حتی از خدا آرزوی مرگ ‌کردند که هر چه زودتر این لحظات دردناک و سخت به پایان رسد.
برای امرار معاش وسایل زندگی را فروختند و به طور کامل بی‌خانمان شدند. تا چند روز در خیابان به سرمی‌بردند یا در پارک‌ها می‌خوابیدند تا اینکه صاحب یک مغازه مکانیکی، مکانی را به آنها اجاره داد تا شب‌ها در آنجا بمانند. حضور در مکانیکی موجب شد تا به سیم‌پیچی علاقمند شوند و با انجام کار هزینه‌های معیشتی خود را تأمین کنند.
از آنجا که کارگران بسیاری در مکانیکی مشغول به فعالیت بودند، آنها روانه خیابان‌ها شدند تا با جمع‌آوری ضایعات روزگار بگذرانند و شب‌ها در مغازه بخوابند. اما روزهای سرد زمستان در راه بود و سرمای طاقت فرسا لرزه به اندام‌شان می‌انداخت.
تنها با یک بخاری کوچک والور محل خواب را گرم می‌کردند که خیلی وقت‌ها از شدت سرما تا صبح بیدار می‌ماندند و می‌لرزیدند. به همین خاطر برادر کوچکتر که جثه ضعیف‌تری داشت، از شدت سرما مریض شد و استخوان‌هایش آسیب جدی دید.
روزها در پی لقمه‌نانی از مغازه بیرون می‌زدند و با جمع‌آوری ضایعات و نان خشک می‌کوشیدند حداقل از پس تأمین هزینه‌های معیشتی برآیند. اوضاع اسف‌باری داشتند که حتی از تأمین نیازهای اولیه محروم بودند و نمی‌دانستند چه کار ککند و یا به چه کسی پناه ببرند.
درمانده و نگران از آینده، در خود فرو می‌رفتند و بیماری برادر کوچکتر بیشتر و بیشتر می‌شد چرا که نه می‌توانستند به درمانگاه مراجعه کنند و نه پولی برای خرید دارو داشتند. گاهی خیران در خرید نان و خوراک کمک‌شان می‌کردند یا با اهدای لباس به آنها گرما می‌بخشیدند.
به قدری در طول روز پیاده‌روی می‌کردند که آثار تاول‌ها بر روی پاهای‌شان ماندگار بود و زخم‌ها و میخچه‌هایی که پدیدار می‌شد. از همه امکانات محروم بودند و افسرده و خسته به زندگی ادامه می‌دادند تا شاید چاره‌ای شود.
اما این همه ماجرا نبود، امدادگران کمیته امداد استان اردبیل هنگامی که از وضعیت این برادران با خبر شدند، در سریع‌ترین زمان ممکن خود را به آنها رساندند تا به وضعیت‌شان بهبود ببخشند. در سال 97، دستی از سوی مهر به سمت آنها دراز شد تا چراغ امید را بار دیگر در زندگی‌شان روشن کند. این دو برادر که خود را در انتهای زندگی می‌دیدند، پس از مشاهده امدادگران کمیته امداد اشک شوق در دیدگان‌شان حلقه زد و بار دیگر لبخند زندگی را به تماشا نشستند.
نخستین اقدام امدادگران کمیته امداد تهیه منزل مناسب برای آنها بود. پنج میلیون تومان تسهیلات قرض‌الحسنه اعطا شد تا رهن خانه را پرداخت کنند و از سویی ماهانه 250 هزار تومان اجاره بها به آنها تعلق گرفت.
12 سال بی‌خانمانی به پایان رسیده بود و این دو برادر باور نمی‌کردند که صاحب سرپناهی مناسب شده‌اند و دیگر نگران سرما نخواهند بود و شب‌ها به راحتی خواهند خوابید. از سویی خیران وارد عمل شدند و با تهیه و تأمین لوازم ضروری زندگی، روحیه‌ای دو چندان را به آنها بخشیدند که در مسیر زندگی تنها نیستند و هنوز نیکوکاران یاور مستضعفان و فقرای جامعه‌ هستند.
این دو برادر که به علت بی‌خانمانی وضعیت ظاهری بسیار نامناسبی داشتند و چندین سال رنگ و بوی حمام را ندیده بودند، با کمک‌های نیکوکاران پوشاک و لباس‌های مناسبی برای‌شان تهیه شد و دیگر از آن روزهای سخت خبری نبود و به فکر آینده‌ای روشن‌تر بودند.
امدادگران کمیته امداد استان اردبیل پس از رفع نیازهای اولیه این دو برادر که به یاری خیران منزل آنها تجهیز شده است، اینک با ارائه آموزش‌های فنی و حرفه‌ای به آنها در تلاش هستند تا با فراگیری مهارت‌های لازم وارد چرخه تولید و اشتغال‌زایی شوند و با تکیه بر توانایی‌های خود زندگی را سپری کنند.
رسیدگی به بیماری برادر کوچکتر نیز در دستور کار امدادگران قرار گرفته و هم‌اکنون دوره درمان خود را با ویزیت پزشکان نیکوکار می‌گذراند و توانسته سلامتی خود را بازیابد.
این دو برادر که چند سالی می‌شد لبخند بر چهره نداشتند، با یاری خیران و نیکوکاران اردبیلی خندان هستند و شاداب و می‌کوشند تا با کار و تلاش به زندگی خود سر و سامان داده و حتی بتوانند ازدواج کنند.
انتهای پیام

تعداد بازدید : ۶۶۰

پست الکترونیک را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید