دکمه موبایل منو

جزییات خبر

سه شنبه / ۱۲ تیر ۱۳۹۷ / ۱۴:۵۷
سرویس : اردبیل
کد خبر : ۱۶۲۷۸۱
گزارشگر : ۹۲

دستان کریمانه‌ای که نان سنتی می‌پزد و به نیازمندان اهدا می‌کند

(سه شنبه ۱۲ تیر ۱۳۹۷) ۱۴:۵۷

مددجوی مشگین‌شهری که همراه با فرزندانش در نانوایی کوچکی فطیر سنتی می‌پزد، بخشی از دست‌رنج خود را به صورت رایگان به خانوار بی‌بضاعت محله اهدا می‌کند تا آنها هم در مسیر خودکفایی قرار گیرند.

زن سرپرست خانوار که پس از فوت همسر بار سنگین زندگی را بر دوش گرفت، با کمک دو فرزند پسرش در نانوایی کوچکی نان سنتی مشگین‌شهر می‌پزند و توانسته‌اند با کار و تلاش بسیار به استقلال اقتصادی دست یابند.

به گزارش سایت خبری کمیته امداد، مددجوی تحت حمایت کمیته امداد مشگین‌شهر، یکی از متبحرترین نانوایان این شهرستان در پخت فطیر سنتی است که با راه‌اندازی نانوایی کوچک، همراه با فرزندان خود به این کار مشغول هستند و به خاطر پخت فطیر با کیفیت و مرغوب، شهرت خوبی در سطح شهر و سایر مناطق استان اردبیل به دست آورده‌اند. این خانوار که درد و رنج بسیاری را در گذشته متحمل شده بود، اینک به افراد نیازمند نان و فطیر رایگان اهدا می‌کند.

 

آنچه در ادامه می‌آید شرح زندگی این مددجوی توانمند شده اردبیلی است:

 

سرپرست خانوار 58 ساله و ساکن شهرستان مشگین‌شهر از توابع استان اردبیل است. رگ‌های دستانش برجسته شده‌ و کف دست‌ها پینه بسته‌اند. با دستگاه خمیرگیر نانوایی، مشغول خمیر کردن است و هر از گاهی زیر چشمی به مشتریان چشم می‌دوزد که یک‌به‌یک در مقابل نانوایی صف می‌کشند تا آمار دقیقی از آنها و تعداد فطیری که باید بپزد، داشته باشد.

با برخی از مشتری‌های قدیمی گرم صحبت می‌شود و احوال‌پرسی می‌کند. در شهر به خوش‌رویی و خوش‌اخلاقی معروف است و همین امر باعث شده تا روز به روز مشتریانش افزایش یابند. با لبخند جواب سلام اهالی را می‌دهد و دلگرمی خاصی در دل‌های آنها ایجاد می‌کند.

دو فرزندش که هم‌پای مادر، پس از فوت پدر ایستادگی کرده‌‌ و چرخه‌های زندگی را به همراه هم چرخانده‌اند، اینک به نانوایانی متبحر و متخصص تبدیل شده‌اند که عطر نان و فطیرشان تا فرسنگ‌ها گرداگرد مردم مشگین‌شهر می‌چرخد و اهالی را برای خرید این برکت الهی فرا می‌خواند.

این خانوار سرخوش از روزهای شاد و پرنشاطی است که پدر نان‌آور منزل بود و با وجود کمبودها و درآمد پایین، می‌توانست از پس مشکلات ریز و درشت زندگی برآید و نیازهای اساسی همسر و فرزندانش را تأمین کند.

پدری که نیمه شب‌ها برای آبیاری مزارع به روستا می‌رفت و کودکان خیلی کم او را در خانه می‌دیدند. زمان درو هم چند روزی در روستا می‌ماند و به اهالی کمک می‌کرد تا نانی به کف آورد و بر سر سفره خانوارش بگذارد.

زمانی که در خانه بود، شور و حال اعضای خانوار نیز بیشتر می‌شد. کودکان که به خاطر مشغله زیاد پدر نمی‌توانستند هر روز او را ببینند، وقتی در منزل بود با او بازی می‌کردند و شادمان‌تر می‌شدند.

وی با همه خستگی‌اش از زمان استراحت خود می‌گذشت و با کودکان همبازی می‌شد. لبخند و شادمانی خانه را فرا می‌گرفت و اعضای خانوار هر لحظه دلگرم‌تر می‌شدند و آینده‌ای روشن را به انتظار نشسته بودند.

سال 76 بدترین خاطرات را برای خانوار پنج نفره آنها به همراه داشت. پدر زحمت‌کش که با کار کشاورزی در مزارع روستاییان سفره زندگی را پر می‌کرد، قلبش ایستاد و همسر و فرزندانش در مصیبت بزرگی گرفتار شدند.

مادر خانوار پس از فوت همسر، با چنگ و دندان از فرزندان خردسالش محافظت می‌کرد تا آنها از هرگونه آسیبی مصون بمانند. اما گرفتاری‌های زندگی بیشتر و بیشتر می‌شدند و پسر بزرگ خانوار به ناچار ترک تحصیل کرد تا در نبود پدر، با کار و تلاش زندگی را سامان دهد.

مشکلات بیشمار زندگی موجب شد که در اواخر سال 76، این خانوار تحت حمایت کمیته امداد مشگین‌شهر قرار گیرد و با کمک‌های این نهاد بخشی از گرفتاری‌ها و مشکلات خود را رفع کنند. با کمک‌های کمیته امداد کودکان که بر اثر ترک تحصیل و افت تحصیلی از مدرسه دور مانده بودند، بار دیگر به کلاس درس بازگشتند.

این خانوار که پس از فوت سرپرست دچار شوک شده بود، با مشاوره‌های امدادگران کمیته امداد بار دیگر آرامش و نشاط به منزل آنها بازگشت تا با روحیه مضاعفی روزهای زندگی را سپری کنند. مادر خانوار که تبحر خاصی در پخت فطیر روستایی داشت، با کمک‌های کمیته امداد در گوشه‌ای از منزل تنور کوچکی دایر کرد تا با پخت نان و فطیر، گامی موثر در رفع نیازهای اساسی فرزندانش بردارد.

با انجام کار فطیرپزی، از یک سو در کنار فرندان خود بود و به درس و مدرسه آنها رسیدگی می‌کرد و از سوی دیگر با گرفتن سفارش از اهالی محل، درآمد مناسبی به دست می‌آورد. گاهی فرزندانش نیز مادر را در پخت فطیر سنتی یاری می‌کردند تا بتواند سفارش‌ها را به موقع تحویل دهد.

پسر بزرگ خانوار پس از اخذ مدرک دیپلم، به دلیل علاقه به فطیرپزی، در نانوایی مشغول به کار شد. در کنار کمک‌های کمیته امداد، اشتغال مادر و فرزند بزرگ‌ترش موجب شده بود تا بسیاری از مسائل زندگی آنها مرتفع شود.

دیگر فرزندان خانوار نیز پس از اخذ دیپلم وارد دیگر نانوایی‌های شهرستان مشگین‌شهر شدند تا یاریگر مادر در امور زندگی باشند. فعالیت‌های آنها موجب شد تا بتوانند جهیزیه کامل تنها خواهر خویش را فراهم کنند و او راهی خانه بخت شود.

شور و شوق زندگی دوباره به منزل آنها بازگشته و لبخند و شادکامی جای غم و غصه را گرفته بود. امدادگران کمیته امداد وقتی فعالیت‌های این خانوار را در زمینه فطیرپزی مشاهده کردند، با پرداخت 15 میلیون تومان تسهیلات اشتغال‌زایی به آنها کمک کردند تا همگی در کنار هم به این امر مشغول شوند.

این خانوار با اجاره مغازه‌ای کوچک و تهیه لوازم و وسایل مورد نیاز، نان‌ و فطیر سنتی مشگین‌شهر را در نانوایی خود می‌پزند و توانسته‌اند به خاطر کیفیت بالای آن، مشتریان بسیاری را نیز جذب کنند که حتی خیلی از اهالی استان اردبیل برای تهیه فطیر سنتی به نانوایی آنها مراجعه می‌کنند.

زن سرپرست خانوار که خود روزی گرفتار مشکلات و نیازمندی‌های بسیار بود، اینک که به استقلال اقتصادی دست یافته، یاریگر نیازمندان است و به مددجویان و سایر خانوار بی‌بضاعت منطقه نان رایگان اهدا می‌کند.

این خانوار با درایت و همکاری یکدیگر، در کنار هم روزهای خوشی را سپری می‌کنند که دیگر نگران آینده نبوده و با امید بسیاری برای دستیابی به موفقیت‌های هر چه بیشتر در زندگی گام برمی‌دارند.

انتهای پیام

تعداد بازدید : ۳۴۸

پست الکترونیک را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید