دکمه موبایل منو

جزییات خبر

دوشنبه / ۱۶ مهر ۱۳۹۷ / ۱۲:۱۶
سرویس : اردبیل
کد خبر : ۱۶۴۴۴۹
گزارشگر : ۹۲

نگذاریم ایتام نگران آینده خود باشند

(دوشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۷) ۱۲:۱۶

حامی طرح اکرام که پدرش مسیر خیرخواهی و نیک‌اندیشی را برای او روشن ساخت و پس از فوتش فهمید چه خدمات و حمایت‌های گران‌مایه‌ای را از نیازمندان در اختفا به انجام رسانده، اینک یاور ایتام اردبیلی است و حساسیت بسیاری دارد تا هیچ یتیمی نگران آتیه خود نبوده و با شادکامی پله‌های موفقیت را طی کند.

حامی اردبیلی، هشت یتیم و 20 خانوار مشمول طرح محسنین را تحت حمایت قرار داده است. کسی که در شناسایی ایتام و افراد بی‌بضاعت جامعه پیش‌قدم بوده و با همکاری کمیته امداد این استان بخش مهمی از نیازهای ضروری آنها را برطرف می‌کند.
به گزارش سایت خبری کمیته امداد، حامی اردبیلی از خدا می‌خواهد که توازن ثروت و عدالت اجتماعی در جامعه برقرار شود و همه با همبستگی گسترده‌تر، بیش از پیش از فقرا و نیازمندان دستگیری کنند که این امر موجب خواهد شد هیچ فقیری باقی نماند و هیچ یتیمی به دلیل تنگدستی، ناراحت و نگران از آینده خویش نباشد.

آنچه در ادامه می‌آید شرح زندگی این حامی اردبیلی است:

42 ساله و ساکن اردبیل است. روزهای سخت کودکی‌ که همنوعانش در چه شرایط سختی زندگی می‌کردند، هر لحظه از مقابل چشمانش می‌گذرد. لحظات دردناکی که در سرمای طاقت فرسای شهرستان پارس‌آباد، کودکان با دست‌ و پاهای یخ بسته قدم به مدرسه می‌گذاشتند را هرگز فراموش نمی‌کند. به خصوص کسانی که از نعمت پدر محروم بودند و گاهی به خاطر کمک به مادر مجبور می‌شدند به مدرسه نیایند و همپای زن سرپرست خانوار با جثه‌های کوچک خود تلاش کنند.
در خانواری از طبقه متوسط به دنیا آمد که پدرش کشاورز بود و به اقشار محروم یاری‌ می‌رساند. همواره کودکان خود را به کمک کردن به اقشار آسیب‌پذیر توصیه می‌کرد و خود نیز در این امر پیش قدم بود. اما هیچ‌گاه پدرش بروز نمی‌داد که به چه کس یا کسانی کمک می‌کند. همه فعالیت‌های خیرخواهانه‌اش را در اختفا انجام می‌داد تا کسی شناسایی‌اش نکند.
از جمله یکی از این اقدامات نیک، ساخت مسجد در روستای ایران آباد شهرستان پارس آباد بود که پس از فوت پدر، اهالی این راز را فاش کردند و به او از کمک 150 هزار تومانی پدرش در سال 57 برای ساخت مسجد خبر دادند.
به قدری تحت تأثیر کارهای خیر پدر قرار گرفت که او را به عنوان الگوی خود قرار داد. با اینکه با برخی از اقدامات خیرخواهانه پدر آشنا بود، اما پس از فوت، بیش از پیش او را شناخت و حتی باورش نمی‌شد که پدر برای کمک به دیگران به سایر شهرها و روستاها سفر کرده باشد.
روستا در مقطع دبیرستان مدرسه‌ای نداشت و او مجبور بود هر روز به شهر پارس آباد برود و در کلاس درس حاضر شود. در این راه نیز دانش آموزان نیازمندی را می‌دید که گاهی هزینه کرایه وسیله نقلیه را نمی‌توانند پرداخت کنند و با پای پیاده سوی مدرسه به راه می‌افتند. برخی نیز تا همان دوره راهنمایی درس می‌خواندند و به دلیل مشکلات مالی، با وجود اینکه استعداد زیادی داشتند اما از ادامه تحصیل محروم بودند. تمامی این صحنه‌های تلخ، او را بیش از پیش مجاب می‌کرد تا به فکر دیگران باشد. همواره از خداوند متعال در خواست می‌کرد که «خدایا... تو به من بده تا به دیگران انفاق کنم» و این جمله زمزمه هر روز و هر شب شده بود. بعضی وقت‌ها همپای دانش آموزان نیازمند پیاده به مدرسه می‌رفت و در حال گذر از سرما و یخبندان، مقابله با حیوانات درنده را نیز می‌آموخت.
پس از موفقیت در دوره دبیرستان و کسب نمرات ممتاز، در سال 74 با شرکت در کنکور سراسری در رشته حقوق قضایی دانشگاه تهران با رتبه بسیار خوبی قبول شده و عازم این شهر شد. دانشگاه نیز فضای بسیار مناسبی بود تا بیش از پیش تلخی‌ها و شیرینی‌های زندگی را بشناسد. در آنجا هم دانشجویان بی‌بضاعت را زیر نظر می‌گرفت و دلش می‌خواست به آنها کمک کند.
در دانشگاه خیلی از دانشجویان نیازمند را می‌دید که هزینه‌ای برای صرف ناهار یا شام ندارند و این امر او را به شدت می‌آزرد. با اینکه خودش هم دچار مشکلات مالی بود، اما سعی می‌کرد اندک مبالغی را به دانشجویان بی‌بضاعت کمک کند و یا به صورت قرض‌الحسنه در اختیار آنها قرار دهد. در کنار درس و دانشگاه، با انجام کار و فعالیت‌های مختلف می‌کوشید تا هزینه‌های تحصیلی را رفع کرده و همچنین بخشی از آن را در اختیار سایر هم‌دانشگاهی‌های نیازمند قرار دهد.
پس از اخذ مدرک کارشناسی، به اردبیل بازگشت و به عنوان وکیل در شرکت کشت و صنعت مغان مشغول به فعالیت شد. در آنجا نیز به لحاظ اینکه سر و کار بسیاری با کارگران داشت، می‌کوشید تا علاوه بر احقاق حقوق آنها، بخش مهم نیازهای‌شان را نیز تأمین کند. جامعه کارگری با مشکلات بسیاری روبه‌رو بودند و او که از نزدیک با گرفتاری‌های آنها آشنا بود، بخشی از حقوق ماهیانه خود را در اختیار کارگران قرار می‌داد.
به مدت دو سال در شرکت کشت و صنعت مغان مشغول بود تا اینکه برای ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد دوباره گام در دانشگاه نهاد. سال 83 با کسب نمره ممتاز در رشته حقوق خصوصی فارغ‌التحصیل شده و وارد عرصه سردفتر و دفترخانه شد. در این دوران ازدواج کرد، اما شرایط برای کار وجود نداشت و او حدود یک‌ونیم سال بیکار بود. با اینکه با انجام کارهای مختلف چرخه‌های زندگی را می‌چرخاند، روزها به سختی می‌گذشت و شرایط زندگی سخت و سخت‌تر شده بود.
در مدتی که با مشکلات زندگی دست‌وپنجه نرم می‌کرد، حتی لحظه‌ای از یاد خدا غافل نشد و با همه وجود از پروردگار می‌خواست تا دوباره به او کمک کند تا دستگیر فقرا و نیازمندان باشد. اندک زمانی نگذشت که دفترخانه‌ای راه‌اندازی شد و به عنوان سردفتر وارد عرصه کار و فعالیت شد.
در سال 84 از طریق صداوسیما و برنامه‌ای که با عنوان «جشن رمضان» از شبکه سبلان اردبیل در حال پخش بود، با طرح «اکرام ایتام» آشنا شده است. فردای آن روز با مراجعه به کمیته امداد حمایت از چهار یتیم را برعهده گرفت. گویی هرآنچه درطول این سال‌ها از خدا خواسته بود، از طریق این طرح برآورده شده و می‌توانست بیشتر از روزها و سال‌های گذشته به فقرا و ایتام یاری برساند.
در مدتی که حامی طرح اکرام ایتام شد، هشت یتیم و حدود 20 خانوار نیازمند را مورد تفقد خود قرار داد. تکمیل دو جهیزیه برای نوعروسان نیازمند و تهیه لوازم ضروری زندگی خانوار تحت حمایت کمیته امداد استان اردبیل از دیگر اقدامات این خیر برای کمک‌رسانی به اقشار آسیب‌پذیر بوده است.
این حامی، همسر وفرزندان خود را نیز وارد وادی کمک به ایتام کرده و هر یک از آنها دو تا سه یتیم را مورد حمایت دارند. دلش می‌خواهد که در آینده اگر وضعیت اقتصادی‌اش بهتر شود، بیش از گذشته در اختیار مددجویان و به خصوص ایتام باشد و با همه وجود به آنها کمک کند.
به این باور رسیده است که اگر کسی به ایتام و نیازمندان یاری برساند، حتی بسیار ناچیز، هرگز شکست نخواهد خورد و این امر موفقیت‌ها و پیروزی‌های بسیاری را برای فرد خیر به دنبال خواهد داشت. نعمت بزرگ خداوند را رفع مشکلات اقشار بی‌بضاعت می‌داند و تا توان دارد می‌خواهد مهم‌ترین فعالیتش را به این امر اختصاص دهد.
در بسیاری مواقع، خانوار بی‌بضاعتی را که به علت عزت نفس و کرامت انسانی نمی‌خواهند کسی از نیازها و مشکلات آنها با خبر شود، با مراجعه حضوری شناسایی کرده و به کمیته امداد معرفی می‌کند تا پس از طی مراحل قانونی در رأس کمک‌رسانی قرار گیرند. گاهی مانند پدرش خود به آنها کمک می‌کند بی‌اینکه کسی خبردار شود!
از خاطرش می‌گذرد آن شبی که صاحبخانه، خانوار یکی از ایتام را به علت ناتوانی در پرداخت اجاره مسکن از خانه بیرون رانده و اسباب و اثاثیه‌شان را در کوچه ریخته بود که آن شب با همراهی امدادگران کمیته امداد به سختی منزلی مناسب برای آنها یافته و خودشان لوازم آنها را به خانه جدید حمل کردند. یا زمانی که خانوار یکی از ایتام به دلیل مشکل مسکن دچار اندوه بسیار شده بودند که وی وارد عمل شد و با تهیه مسکن مهر، شادی و نشاط را به این خانوار اهدا کرد.
وی حساسیت بسیاری بر روی تحقیر شدن ایتام دارد و به همین دلیل به شدت می‌کوشد تمامی اقداماتش را با حفظ شأن و منزلت خانوار ایتام به انجام برساند. به همین دلیل دریکی از شب‌های سرد زمستان به روستای صعب‌العبور اردبیل سفر می‌کند و به خانوار نیازمندی که فاقد بخاری هستند، گرما می‌بخشد.
اینک حدود دو سال است که پدرش به رحمت خدا رفته و او که پدر را پشت و پناه خود می‌دانست، با ادامه راهش می‌کوشد توشه‌ای وسیع برای دنیا و آخرت پدر و خود ایجاد کند. پدرش کشاورز بود و همیشه از هر چه از زمین‌های زراعی برداشت می‌کرد، بخشی را به فقرا می‌بخشید و اکنون فرزندش گام در راه پدر گذاشته و همچنین همسر و فرزندان خود را نیز به انجام کار خیر دعوت می‌کند.
همواره در دیدار و همنشینی با ایتام، با همسر و فرزندان خود شرکت می‌کند تا از نزدیک با مشکلات آنها آشنا شوند. خود نیز بهترین‌ لحظات زندگی‌اش را مجالست با فقرا می‌داند و به خصوص زمانی که دست نوازش بر سر ایتام می‌کشد، گویی جهان را با تمام وسعتش به او می‌بخشند.
توصیه‌اش به سایر خیران این است که با حفظ شأن خانوار نیازمند و عرف جامعه، پس از هماهنگی با امدادگران کمیته امداد با خانوار بی‌بضاعت استان اردبیل دیدار کرده و از آنها دلجویی کنند. باورش این است که حتی اگر کمکی هم به آنها نشود، چنین دیدارهایی موجب روحیه و نشاط مضاعف افراد خانوار می‌شود. کمک به ایتام را معامله با خدا می‌داند که هرگاه مشکلی بر سر راهش سبز شده، با کمک به نیازمندان رفع شده است.
دستانش را به سمت آسمان می‌گیرد، از خدا می‌خواهد که توازن ثروت و عدالت اجتماعی در جامعه برقرار شود و همه با همبستگی هر چه بیشتر اجتماعی، بیش از پیش از فقرا و نیازمندان دستگیری کنند که این امر موجب خواهد شد هیچ فقیری باقی نماند.
انتهای پیام
تعداد بازدید : ۲۰۲

پست الکترونیک را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید